در دفاع از حقوق فعالین اقوام و اقلیتها/ به استقبال
بیانیه ی اخیر کانون مدافعان حقوق بشر
رشید
اسماعیلی
هر تمدنی را باید با نوع رابطه اش و روشی که در مورد
اقلیتها به کار می برد داوری کرد
مهاتما گاندی
تمام افراد بشرآزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و
حقوق با هم برابرند همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید
نسبت به یکدیگر با روحیه ی برادری رفتار کنند
ماده ی یک اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
هر کس می تواند بدون هیچگونه تمایز، مخصوصا از حیث
نژاد،رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده ی سیاسی یا هر عقیده ی
دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر
موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه ی آزادیها... بهره مند
گردد
ماده ی دو اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
1- حقوق بشر در معنای گسترده و کامل کلمه و فارغ از هر نوع
تقلیل گرایی، مفهومی است که می تواند مخرج مشترک مطالبات
تمامی ایرانیان باشد؛ کارگران، معلمان، زنان، طبقه ی متوسط
شهری، روستاییان، اقلیتهای دینی و مذهبی اعم از بهاییان،
یهودیان، زرتشتیان، مسیحیان و اهل تسنن و...، اقوام مختلف
ِ ترک، کرد، بلوچ، ترکمن، اعراب ایرانی و... همه و همه ی
می توانند آمال و آرزوهای خود برای برخورداری از یک زندگی
توام با کرامت انسانی و در شأن یک شهروند صاحب حق را ذیل
آرمان " همه ی حقوق بشر برای همه ی ایرانیان، بدون هیچ
تبعیضی" پی بگیرند. حقوق بشر در معنای وسیع خود شامل حقوق
مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می شود(این
تازه فارغ از نسل سوم حقوق بشر است)، حقوق بشر در این
معنای وسیع هم حق سندیکا و اعتصاب برای کارگران را شامل می
شود و هم حق تحصیل به زبان مادری را برای اقوام مختلف
ایرانی به رسمیت می شناسد، تحقق حقوق بشر به معنای تضمین
حقوق برابر همه ی ایرانیان با هر عقیده، مذهب منشاء قومی و
طبقاتی یا تفاوت زبانی است.
2- بخش عمده ای از فعالین حقوق اقوام و اقلیتها در ایران
می کوشند مطالباتشان را در چارچوب خواستهای حقوق بشری آحاد
ملت ایران بگنجانند، به این معنا که در کنار مطالبه ی
دموکراسی و دیگر آزادیهای اجتماعی و سیاسی که اکثریت
ایرانیان در آنها مشترک هستند فی المثل برخی از فعالین
مدنی کرد و ترک حق تحصیل زبان مادری را مطرح می کنند یا
فعالین مدنی در کردستان یا بلوچستان خواهان پایان دادن به
تبعیضات قومی و مذهبی علیه مردم این استانها و به رسمیت
شناختن حق کردها و بلوچها برای مشارکت سیاسی و کسب مناصب
دولتی محلی و ملی می شوند. این تبعیضات ناروا و بنیان بر
افکن نه تنها وحدت ملی را نشانه گرفته است که مفهوم
شهروندی را نیز نقض کرده و عملا می تواند موجب تضعیف
دلبستگی شهروندان این مناطق به کلیت دولت-ملت ِ ایران و
تقویت گرایشهای افراطی، تجزیه طلبانه و حتی در برخی موارد
نژاد پرستانه و غیر دموکراتیک در بعضی مناطق شود، چنانکه
متاسفانه تا کنون نیز همین سیاستهای مخرب و ضد حقوق بشری
بهترین آبشخور نیروهای خشونت طلب و غیر دموکراتیک در این
مناطق بوده است. به هر روی اگر کسانی به دنبال وحدت ملی ،
مقابله با تجزیه طلبی و حفظ تمامیت ارضی هستند راه آن نه
از توهین و تحقیر اقوام و نقض حقوق سیاسی،مدنی،فرهنگی و
اقتصادی آنها که از به رسمیت شناختن این خواستها در چارچوب
یک پارادایم "دموکراتیک و حقوق بشری " و در قالب "ایران
یکپارچه و متحد" می گذرد. از این رو سرکوب آن دسته از
فعالین مدنی که حقوق اقلیتهای قومی،مذهبی و دینی را پیگیری
می کنند نه تنها نقض آشکار حقوق بشر است که حتی اگر به
بهانه ی حفظ تمامیت ارضی صورت می گیرد نقض غرض هم هست. در
این میان سکوت در برابر نقض گسترده ی حقوق این دسته از
فعالین مدنی چه در آذربایجان چه در کردستان یا خوزستان و
بلوچستان نه تنها از زاویه ی احترام به حقوق بشر توجیه
ناپذیر است بلکه از لحاظ تقویت "واگرایی" و "گرایشهای غیر
مدنی و تجزیه طلبانه" هم می تواند به عاملی تشدید کننده
تبدیل شود از این رو سکوت روشنفکران و فعالین حقوق بشر در
برابر ستمی که بر فعالین قومی می رود و نقض آشکار حق آزادی
و امنیت شخصی ایشان به عقیده ی من قابل توجیه نیست، در
چنین فضایی اقدام بایسته ی کانون مدافعان حقوق بشر در صدور
بیانیه ای صریح جهت محکومیت سرکوب فعالین قومی خصوصا در
آذربایجان و کردستان اقدامی مهم و قابل تقدیر است.
3- مناطقی نظیر کردستان و بلوچستان اکنون مدتهاست که
آشکارا با محرومیت و تبعیضی سازمان یافته مواجهند، خصوصا
در مناطقی که شکاف قومی بر شکاف مذهبی نیز منطبق می شود؛
کردها و بلوچهای سنّی مذهب با محدودیتهای مضاعفی روبرو می
شوند اعمال این قبیل تبعیضها در حق هر اقلیت قومی،زبانی،
دینی و مذهبی فاقد هر گونه منظق حقوقی و اخلاقی و حتی به
دور از هر نوع خرد متعارف سیاسی است. در مناطق ترک نشین
کشور نیز اکنون مطالبات مشخصی در زمینه ی تدریس زبان مادری
شکل گرفته است این مطالبه ایست که هم در چارچوب حقوق بشر و
هم در چارچوب قانون اساسی موجود قابل پذیرش است، مطالبه ی
زبان مادری به معنای تجزیه طلبی نیست خصوصا اینکه فعالین
مدنی آذربایجان همواره بر تعهد خویش در حفظ یکپارچگی ایران
تاکید کرده اند و کوشیده اند مرزبندی مشخصی با جریانهای
تجزیه طلب پان ترک که عموما از پارادایمی غیر مدنی و خشونت
طلبانه استفاده می کنند داشته باشند.از این گذشته ولو
اینکه افرادی متهم به تجزیه طلبی باشند باید برخورد با
آنها در چارچوب موازین حقوق بشر و با برخورداری از تمامی
حقوق شناخته شده برای متهمین همراه باشد.
4- توجه به حقوق اقلیتهای قومی،زبانی،مذهبی ، دینی و... در
جامعه ی متکثری مانند ایران باید مورد توجه جدی فعالین
دموکراسی خواه باشد. بدون تضمین تام و تمام حقوق همه ی این
اقلیتها دموکراسی بی معنا خواهد بود حقوق بشر چیزی نیست جز
رعایت حقوق اقلیتهای متفاوت و متکثر، در عین حال حل مسئله
ی حقوق اقلیتها در گرو حل مسئله ی "دموکراسی در ایران" است
از این روست که مشارکت در جنبش عام دموکراسی خواهی به
همراه طرح صریح و معقول مطالبات، بهترین راه رسیدن
اقلیتهای قومی به حقوق مسلم و مصرح شان به شمار می آید.
تحقق واقعی و عملی "ایران برای همه ی ایرانیان؛ در سایه ی
دموکراسی،حقوق بشر، همزیستی و تفاهم" بهترین راه سعادت همه
ی ساکنان این سرزمین گرامی است.